پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

شمارهٔ ۱۱۵۶

از حکیم نزاری قهستانی در غزلیات

برفتی و ما را به هجران سپردی
بس از عشوه بازآ که از حد ببردی
تصور نبودم فراموشی از تو
دریغا که بر مَنسیانم شمردی
به خار ستم چشم عقلم خلیدی
به دست جفا حلق جانم فشردی
نصیحت کنم خویشتن را که ساکن
فرودآ به پای خُم کار دُردی
کسی را یک جو ندارد غم تو
تو تا چند کوشی که از غم بمردی
نزاری نگفتم حذر کن ز قلزم
برفتی و خود را به طوفان سپردی

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید