غزلیات
از مجموعه اشعار حکیم نزاری قهستانی
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
پاکا منّزها متعالی مهیمنا ای در درون جان و برون از صفات ما از رحمت تو کم نشود گر به فضل خویش منت نهی و عفو کنی سیّئات ما…
شمارهٔ ۲
کاش که من بودمی هم ره باد صبا تا گذری کردمی وقت سحر بر سبا نامه ی بلقیس جان سوی سلیمان دل کس نرساند مگر هدهد باد صبا گر …
شمارهٔ ۳
به آب توبه فرو شستم آتش صهبا ز توبه تازه شدم چون گل از نسیم صبا اسف همی خورم و غصه می کشم شب و روز که کرده ام به خطا روز…
شمارهٔ ۴
همت مجنون نکرد جز به حبیب التجا لاجرم اندر جهان نام ببرد از وفا بوی عرق چین تو روح مرا هم چنانک پیرهن نور دل دیده ی یعقو…
شمارهٔ ۵
دانی چه مصلحت را بل غاغ شد بخارا تا این ستیزه گاران بی دل کنند مارا زین قوم در خراسان الاّ بلا نخیزد شکلی کنید و دفعی بن…
شمارهٔ ۶
توبه بشکستند ما را برسرجمع آشکارا برسرجمع آشکارا توبه بشکستند ما را خسرو فرخنده انجم حکم کرد و کرد پی گم دیگری را این تح…
شمارهٔ ۷
چو عکس لعل تو بر دیده بگذرد ما را خیال خال تو در حالت آورد ما را کرامت می لعلت به معجزات خیال نکرده چاشنیی هوش می برد ما…
شمارهٔ ۸
چو به ترک تاز بردی دل مستمند ما را به کمینه بندهٔ خود به از این نگر خدا را اگر از سر عنایت به چو من نیازمندی نظری کنی به…
شمارهٔ ۹
نه کسی که باز پرسد ز فراق یار ما را نه غمی که می توان گفت به هر کس آشکارا نه دلی که می پذیرد ز مصاحبان نصیحت نه سری که ب…
شمارهٔ ۱۰
گر هیچ دلی داری دریاب دل مارا حال دل این بی دل مَپسند چنین یارا جان نیست چنین کاسد کردیم بسی سودا هم نیز رهی باید بیرون …