پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

شمارهٔ ۶۳۵

از ناصر بخارایی در غزلیات

به چشمه‌های دو چشمم در آی چون ماهی
که دام زلف تو بگرفت ماه تا ماهی
صبا به کوی تو می‌رفت و جان در آن تدبیر
که چون موافقت او کند به همراهی
دلم ربودی و دیگر اگر بخواهی دل
روان به جای دلت جان دهم که دل خواهی
ز شام تا به سحر دیده خون دل ریزد
ز دل عجب نبود نالهٔ سحرگاهی
رقیب اگر چه فرشته است در نمی‌گنجد
میان ما و تو در وقت لی مع اللهی
بپوش زلت و نقصان من به دامن عفو
من از کمال تو آگه نی‌ام، تو آگاهی
ز وصل دانهٔ خالش طمع ببُر ناصر
که عمر رفت به باد و چو کاه می‌کاهی

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید