غزلیات
از مجموعه اشعار ناصر بخارایی
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
آیینهٔ خدائی رخسار توست یارا بگذار تا ببینم در آینه خدا را در کعبهٔ وصالت گر باشدم مقامی از زمزم دو دیده آبی زنم صفا را…
شمارهٔ ۲
چون کعبهٔ وصل تو مقامست صفا را در قبلهٔ خود آ، تا بپرستیم خدا را چون غنچه کسی یافت هوای سر کویت کاندر دل تنگش نبود راه ه…
شمارهٔ ۳
ای چشم تو بر هم زده حال دل ما را زلف تو بر آشفته من بی سر و پا را آن چشم سیه دل که کمان دارد از ابرو ترکیست که پیوسته ز…
شمارهٔ ۴
ببین به دیدهٔ ما، روی خویشتن یارا که حکم آینه شد، آب دیده ما را تو سرو ناز منی، سر چه میکشی از ناز گذر به جانب آب روان …
شمارهٔ ۵
نگارا، دلبرا، چابک سوارا بتا، کافردلا، بی رحم یارا مکن دوری، مجوی از ما جدائی که هجرانت پریشان کرد ما را فراق دوستان ناخ…
شمارهٔ ۶
خلاف عهد نکردم به حسن عهد تو یارا خلاف عهد تو کردن مرا چه زَهره و یارا اگر ز زلف تو دستم رسد به حلقهٔ کعبه به آب زمزم دی…
شمارهٔ ۷
ما بی نصیب و آن همه حشمت رقیب را از خوان رزق کس نبرد جز نصیب را گیرم حبیب روی نماید معاینه کو دیدهای چنان که ببیند حبیب…
شمارهٔ ۸
ای باد بر سلام ز ما آن درخت را برگی بیار بلبل شوریده بخت را عاشق کسی بود که چو محمود پاکباز خاک ره ایاز کند تاج و تخت را…
شمارهٔ ۹
چه نویسم و چه گویم، صفت نگار خود را به زبان چگونه آرم، غم روزگار خود را بزنم نوا چو بلبل، بکشم خروش و غلغل چو به کام خ…
شمارهٔ ۱۰
چند پنهان سوزم و پوشیده دارم دود را دود بر آتش کجا پوشیده دارد عود را ناله را گیرم که بربندم ره بیرون شدن چون به جای خود…