پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

شمارهٔ ۵۸۶

از ناصر بخارایی در غزلیات

به تیغ از تو نبرگردم که روی دلستان داری
قدی چون سرو ناز و رخ به شکل ارغوان داری
به صحرا می‌شدی چون سرو روزی باغبان گفتا
که باغ ما منورکن، چو میل گلستان داری
لبت لعل است و می‌خواهم که ما را رایگان بخشی
دلت سنگ است و می‌خواهم که ما را مهربان داری
کسی کاو آرزو دارد که مه در سایبان بیند
تو آن خورشید تابانی که مه در سایبان داری
میانت کمتر از موی است و بر موئی کمر بندی
دهانت چون سر موی است و موئی را میان داری
غنیمت دار ای ناصر حضور نازنینان را
شکر او در دهان دارد، تو طوطی در دهان داری

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید