پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

شمارهٔ ۵۶۸

از ناصر بخارایی در غزلیات

من کی‌ام؟ سرگشته‌ای، بیچاره‌ای
دردمندی، خسته‌ای، آواره‌ای
دل ز من بربود و پنهان کرد رو
شوخ چشمی، فتنه‌ای، عیّاره‌ای
همچو گل بنشسته بر خار فراق
چون گهر درمانده اندر چاره‌ای
از ضعیفی چو سُها گشتم ولی
در سفر افتاده چون سیاره‌ای
طالعی دارم که هرگز ننگریست
از سعادت سوی او استاره‌ای
هست ناصر را غم دل صد هزار
هیچ‌کس او را نشد غمخواره‌ای

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید