پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

شمارهٔ ۵۵۴

از ناصر بخارایی در غزلیات

همسر گل می‌نشود هر گیاه
جای عبادت ننشیند گناه
عقل من ای چشم تو بادا سپید
چشم من ای روی تو بادا سیاه
روی بتابید ز روی بتان
شرم بدارید ز روی اله
دل به زنخدان بتان میل کرد
یوسف گم گشته فرو شد به چاه
ما به غم هجر و تمنای وصل
مدعیان در طلب مال و جاه
کشته شدن زار به شمشیر دوست
به که به بیگانه گرفتن پناه
ناصر از آشوب بلا سر مپیچ
گر برود سر، تو قدم نه به راه

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید