پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

شمارهٔ ۵۴۶

از ناصر بخارایی در غزلیات

گر به چمن بگذرد قامت رعنای تو
سرو بدان سرکشی بوسه دهد پای تو
گل به چنان رنگ و بو زرد شد از روی تو
مه به چنان روشنی تیره شد از رأی تو
گر به تو یک کنج چشم نیم اشارت کنی
هر دو جهان پرشود فتنه و غوغای تو
در نظر قدر تو پست نمود آفتاب
زانکه ز گردون گذشت رفعت بالای تو
صبر که یک لحظه نیست، تا به قیامت کراست
روزی امروز باد وعدهٔ فردای تو
گر تو رکاب از هلال، سازی و تازی به چرخ
خسرو گردون شود، بنده و مولای تو
بر دل ناصر نتافت، مهر رخت ذره‌ای
قلب مرا کی دهند، نقد تمنای تو

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید