پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

شمارهٔ ۲۷۷

از ناصر بخارایی در غزلیات

یار رفت از دیده و در دل بماند
دل به زیر بار چون محمل بماند
دولت بیدار من چون درگذشت
بخت خواب آلود را غافل بماند
ماه چون منزل به منزل سیر کرد
مشتری در اولین منزل بماند
دل بدو دادیم و دلداری نکرد
دل نماند او را و ما را دل بماند
عقدهٔ ابروی او نگشود عقل
رفت عمر و همچنان مشکل بماند
سرو خندان در هوای قامتش
دست بر سر زد که پا در گل بماند
هرکه یک دم دُردی دَردش کشید
همچو ناصر مست و لایعقل بماند

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید