پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

شمارهٔ ۲۲۲

از ناصر بخارایی در غزلیات

هر گه که رخ بدزدد و دزدیده بنگرد
ما را کُشد به غمره و نادیده آورد
دانی که روی تافتن او ز بهر چیست؟
رحم آیدش که به سوی کُشته بنگرد
از خونبهای خویش همی‌بگذرم اگر
آن کس که کُشت و رفت، دوباره بنگرد
دل رفت پیش دلبر و من جان همی‌کَنم
دل هر که برده‌ است جان چرا نمی‌برد
ناصر چو نفخ صور اگر ناله بر کشد
هنگامهٔ مشعبد افلاک بردرد

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید