پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

شمارهٔ ۲۱۱

از ناصر بخارایی در غزلیات

رفتی به باغ سرو به پیشت قیام کرد
دوتاه شد بنفشه و بر تو سلام کرد
سوسن زبان گشاد که گوید ثنای تو
چون انتها ندید زبان را به کام کرد
گل وام خواست از رخ خوب تو رنگ و بوی
او را خجالت رخ تو زردفام کرد
بلبل چو دید روی تو،‌ گل را ندید
طوطی شنید لفظ تو، ترک کلام کرد

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید