پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

شمارهٔ ۱۹۹

از ناصر بخارایی در غزلیات

چو چشمت هیچ آهوئی ندارد
که چشمت هیچ آهوئی ندارد
خجل شد از گل روی تو لاله‌
که رنگی دارد و بوئی ندارد
از آن دارد سر اندر پیش نرگس
که دارد چشم و ابروئی ندارد
دلم از دیده جوی خون روان کرد
به غیر از دیده دل جوئی ندارد
ندانم در جهان روئی و رائی
که آن با راه تو روئی ندارد
سخن ناگفته شد در وصف رویت
به از ناصر سخنگوئی ندارد

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید