پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

شمارهٔ ۱۸۸

از ناصر بخارایی در غزلیات

وصف تو در بیان نمی‌گنجد
بی نشان در نشان نمی‌گنجد
تا تو در جان من گرفتی جای
جان من در جهان نمی‌گنجد
تا ز مهر تو ماه روشن شد
ماه در آسمان نمی‌گنجد
تا به قد تو سرو ماند راست
سرو در بوستان نمی‌گنجد
کبر منعت همی‌کند ز سخن
یا سخن در دهان نمی‌گنجد
چه بزرگست اسم اعظم تو
که مرا در زبان نمی‌گنجد
ره به کوی تو چون برد ناصر
سگ بر آن آستان نمی‌گنجد

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید