پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

دفتر چهارم

از مجموعه اشعار مولانا در مثنوی معنوی

۰
دسته‌بندی
۱۳۹
شعر

فهرست اشعار

بخش ۱ - سر آغاز

ای ضیاء الحق حسام الدین توی که گذشت از مه به نورت مثنوی همت عالی تو ای مرتجا می‌کشد این را خدا داند کجا گردن این مثنوی ر…

۱

بخش ۲ - تمامی حکایت آن عاشق که از عسس گریخت در باغی مجهول خود معشوق را در باغ یافت و عسس را از شادی دعای خیر می‌کرد و می‌گفت کی عَسی أَنْ تَکْرَهوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ

اندر آن بودیم کان شخص از عسس راند اندر باغ از خوفی فرس بود اندر باغ آن صاحب‌جمال کز غمش این در عنا بد هشت سال سایهٔ او ر…

۲

بخش ۳ - حکایت آن واعظ کی هر آغاز تذکیر دعای ظالمان و سخت‌دلان و بی‌اعتقادان کردی

آن یکی واعظ چو بر تخت آمدی قاطعان راه را داعی شدی دست برمی‌داشت یا رب رحم ران بر بدان و مفسدان و طاغیان بر همه تسخرکنان …

۳

بخش ۴ - سؤال کردن از عیسی علیه‌السلام کی در وجود از همهٔ صعبها صعب‌تر چیست

گفت عیسی را یکی هشیار سر چیست در هستی ز جمله صعب‌تر گفتش ای جان صعب‌تر خشم خدا که از آن دوزخ همی لرزد چو ما گفت ازین خشم…

۴

بخش ۵ - قصد خیانت کردن عاشق و بانگ بر زدن معشوق بر وی

چونک تنهااش بدید آن ساده مرد زود او قصد کنار و بوسه کرد بانگ بر وی زد به هیبت آن نگار که مرو گستاخ ادب را هوش دار گفت آخ…

۵

بخش ۶ - قصهٔ آن صوفی کی زن خود را بیگانه‌ای بگرفت

صوفیی آمد به سوی خانه روز خانه یک در بود و زن با کفش‌دوز جفت گشته با رهی خویش زن اندر آن یک حجره از وسواس تن چون بزد صوف…

۶

بخش ۷ - معشوق را زیر چادر پنهان کردن جهت تلبیس و بهانه گفتن زن کی ان کید کن عظیم

چادر خود را برو افکند زود مرد را زن ساخت و در را بر گشود زیر چادر مرد رسوا و عیان سخت پیدا چون شتر بر نردبان گفت خاتونیس…

۷

بخش ۸ - گفتن زن کی او در بند جهاز نیست مراد او ستر و صلاحست و جواب گفتن صوفی این را سرپوشیده

گفت گفتم من چنین عذری و او گفت نه من نیستم اسباب جو ما ز مال و زر ملول و تخمه‌ایم ما به حرص و جمع نه چون عامه‌ایم قصد ما…

۸

بخش ۹ - غرض از سمیع و بصیر گفتن خدا را

از پی آن گفت حق خود را بصیر که بود دید ویت هر دم نذیر از پی آن گفت حق خود را سمیع تا ببندی لب ز گفتار شنیع از پی آن گفت …

۹

بخش ۱۰ - مثال دنیا چون گولخن و تقوی چون حمام

شهوت دنیا مثال گلخنست که ازو حمام تقوی روشنست لیک قسم متقی زین تون صفاست زانک در گرمابه است و در نقاست اغنیا مانندهٔ سرگ…

۱۰
۱/۱۴