غزلیات
از مجموعه اشعار مشتاق اصفهانی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
مخوان ز دیرم به کعبه زاهد که برده از کف دل من آنجا به ناله مطرب به عشوه ساقی به خنده ساغر به گریه مینا به عقل نازی حکیم …
شمارهٔ ۲
غم دل کس به امید چه گوید دلستانش را چرا بلبل خروشد نشنود چون گل فغانش را مکن ای گل جفا با بلبل خود این قدر ترسم رود از …
شمارهٔ ۳
کنم دایم ز غیرت پاسبانی پاسبانش را که نگذارم اگر خواهد ببوسد آستانش را جدا ز آن شاخ گل گردد دلم هر لحظه بر شاخی چو نو پر…
شمارهٔ ۴
مگر ز آن گل شمیمی هست باد صبحگاهی را که دارد این نشاطافزایی و اندوهکاهی را ز دوزخ گو مترسان داغ هجران دیده را زاهد کز …
شمارهٔ ۵
خوش آن ساعت که یار از لطف گردد همنشین ما را برآید جان و دل ز امید و بیم مهر و کین ما را خوشی و ناخوشی وصل و هجر اوست ما …
شمارهٔ ۶
خدا را ای نسیم احوال زار مستمندی را به جان از خار هجر آماده هر ساعت گزندی را ببین و چون کبوتر سوی دور افتاده یار من مهیا…
شمارهٔ ۷
ای باد بگو آن شه رعنا پسران را سر خیل بتان خسرو زرّینکمران را ناخن زن داغ دل ارباب محبت صیقلگر آئینه صاحبنظران را بر …
شمارهٔ ۸
به مرغی داده گردون از ازل فرخنده بالی را که بنشیند گهی بر طرف بام آن قصر عالی را دل صیاد درخون میتپد از ناله زارم که دا…
شمارهٔ ۹
ز مه رویان مهی جستم به خوبی آفتاب اما از این دفتر به دستم فردی افتاد انتخاب اما چسان ایمن توان شد از فریب نرگس مستش که خ…
شمارهٔ ۱۰
شبی گریم شبی نالم ز هجرت داد از این شبها به شبهای غمت در ماندهام فریاد از این شبها بود گر هر شبم زینسان به روز هجر آ…