غزلیات
از مجموعه اشعار امیر معزی نیشابوری
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
بیار آن چه دلِ ما به یکدگر کَشَدا به سر کش آن چه بلا و اَلَم به سر کشدا غلامِ ساقیِ خویشم که بامدادِ پگاه مرا ز مشرقِ …
شمارهٔ ۲
ماهرویا ز غم عشق نگه دار مرا مگذر از بیعت دیرینه و مگذار مرا به محالی و خطائی که تو را هست خیال خط مکش بر من و بیهوده م…
شمارهٔ ۳
موی چون غالیه و روی چو دیباست تو را عقده از غالیه بر دیبا زیباست تو را مرده از دو لب شیرینت همی زنده شود در دو لب گویی …
شمارهٔ ۴
شب نماید در صفت زلفین آن بت روی را مه نماید در صفت رخسار آن دلجوی را شب کجا جوشن بود کافور دیبا رنگ را مه کجا مَفرَش ب…
شمارهٔ ۵
ز عشق لاف تو ای پیر فوطه پوش خطاست که عشق و فوطه و پیری بهم نیاید راست تو را که هست دو عارض سپید و جامه کبود دلت سیاه و…
شمارهٔ ۶
حلقههای زلف جانان تا سراندر سرزده است دل ز من بگریخته است و زیر زلف او شده است گر شب تاریک خواب آرد همی در چشم من زلف ش…
شمارهٔ ۷
مرا نگارا با روی تو چه جای غم است که چون تو یار ز خوبان روزگار کم است بهشت و دنیا هر دو به هم نبیند کس بهشت و دنیا با هم…
شمارهٔ ۸
خطّی است که بر عارض آن ماه تنیدست یا دست فلک غالیه بر ماه کشیدست یا رهگذر مورچگان است به گلبرک یا بر سمن تازه بنفشه ب…
شمارهٔ ۹
گر تو پنداری که رازم بیتو پیدا نیست هست یا دلم مشتاق آن رخسار زیبا نیست هست یا ز عشق لولو و یاقوت شَکَّر بار تو چشم گو…
شمارهٔ ۱۰
ای روی تو رخشندهتر از قبلهٔ زردشت بیروی تو چون زلف تو گوژست مرا پشت عشق تو مرا کشت و هوای تو مرا سوخت جور تو مرا خست …