پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

شمارهٔ ۶۲ - صفت یار عرق کرده بود

از مسعود سعد سلمان در توصیفات - شهرآشوب

چو اشک ابر به گل برچکیده بینم خوی
بر آن دو عارض گلگون و آن دو زلف نگون
شگفت نیست ز آتش بکاهد آب ولی
ز آتش دلم آب دو دیده گشت فزون
چرا فروخته تر باشد آتش رخ تو
ز آب آن دو سیه زلفکان غالیه گون

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید