مسمطات
از مجموعه اشعار منوچهری دامغانی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱ - در وصف خزان و مدح سلطان مسعود غزنوی
خیزید و خز آرید که هنگام خزانست باد خنک از جانب خوارزم وزانست آن برگ رزان بین که بر آن شاخ رزانست گویی به مثل پیرهن رنگ…
شمارهٔ ۲ - در وصف بهار و مدح ابوحرب بختیار محمد
آمده نوروز هم از بامداد آمدنش فرخ و فرخنده باد باز جهان خرم و خوب ایستاد مرد زمستان و بهاران بزاد ز ابر سیهروی سمنبوی …
شمارهٔ ۳ - در تهنیت عید و مدح سلطان مسعود غزنوی
نوروز بزرگم بزن ای مطرب، امروز زیرا که بود نوبت نوروز به نوروز برزن غزلی، نغز و دلانگیز و دلافروز ور نیست ترا بشنو و ا…
شمارهٔ ۴ - مسمط چهارم
بوستانبانا امروز به بستان بدهای؟ زیر آن گلبن چون سبز عماری شدهای؟ آستین برزدهای دست به گل برزدهای؟ غنچهای چند ازو ت…
شمارهٔ ۵ - در مدح خواجه خلف، روحالرسا ابوربیع بن ربیع
سبحانالله جهان نبینی چون شد دیگرگون باغ و راغ دیگرگون شد شمشاد به توی زلفک خاتون شد گلنار به رنگ توزی و پرنون شد از سبز…
شمارهٔ ۶ - در وصف خزان و مدح سلطان مسعود غزنوی
باز دگر باره مهر ماه در آمد جشن فریدون آبتین به بر آمد عمر خوش دختران رز به سر آمد کشتنیان را سیاستی دگر آمد دهقان در بو…
شمارهٔ ۷ - در وصف صبوحی
آمد بانگ خروس مؤذن میخوارگان صبح نخستین نمود روی به نظارگان که به کتف برفکند چادر بازارگان روی به مشرق نهاد خسرو سیارگان…
شمارهٔ ۸ - در وصف بهار و مدح محمدبن نصر سپهسالار خراسان
آمد بهار خرم و آورد خرمی وز فر نوبهار شد آراسته زمی خرم بود همیشه بدین فصل آدمی با بانگ زیر و بم بود و قحف در غمی زیرا ک…
شمارهٔ ۹ - در مدح سلطان مسعود غزنوی
بوستانبانا! حال و خبر بستان چیست وندرین بستان چندین طرب مستان چیست گل سر پستان بنموده، در آن پستان چیست وین نواها به گل …
شمارهٔ ۱۰ - در وصف خزان و مدح سلطان مسعود غزنوی
آب آنگور بیارید که آبانماهست کار یکرویه به کام دل شاهنشاهست وقت منظر شد و وقت نظر خرگاهست دست تابستان از روی زمین کوتاهس…