قطعات
از مجموعه اشعار مهستی گنجوی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
در این زمانه عطا و کرم مخواه از کس چرا که نقش کرم بی ثبات شد چون یخ نشان جود چو سیمرغ و کیمیا گردید به کشتزارِ سخاوت، کن…
شمارهٔ ۲
صابرا نامهٔ گرامی تو روح افسرده را روان بخشد مسرع کلک تو به فن ادب روشنی بر ظلام جان بخشد «مَهْسَتی» را کلام شیوایت راحت…
شمارهٔ ۳ - لغز از مهستی
آن دزد چون بود که به خانه درون شود خانه ز بیم دزد ز روزن برون شود خانه روان و دزد طلبکار خانگی چون خانه رفت خانگی او را …
شمارهٔ ۴
آخر زمان که طبع حکیمان نگون شود سه صد حکیم مر جلبی را زبون شود آن دزد دام دان که طلبکار ماهی است و آن خانه آب دان که ز ر…
شمارهٔ ۵
باید سه هزار سال کز چشمه حور تا کان گهر گردد و یا معدن زر شاها تو به یک سخن کنار و دهنم هم معدن زر کردی و هم کان گهر
شمارهٔ ۶
چون خواهم رفت بی تو چندین منزل کز دست شدم هم به نخستین منزل
شمارهٔ ۷ - مناظره ادبی
مؤلف تذکره آفتاب عالمتاب درباره مَهْسَتی میگوید: در موزونی طبیعت و قد و قامت و تناسب اعضا و لفظ و معنی و حسن صورت و محبت…
شمارهٔ ۸
شبی به طنز گفتم به خواجه پور خطیب نُس فراخ چو بینی ز خشک و تر بفرست اگر ز علت پیری ز مردی افتادی به عاریت بر خاتون ز . .…
شمارهٔ ۹
از جماع نره خر بر ماده خر رغبتی بر طبع خاتون اوفتاد با عمود شوهرش در نیمه شب از جلو آویخت در . . .ون اوفتاد گفت از بیراه…
شمارهٔ ۱۰
گر بیفتد یک سر مویی ز خاتون زمان بس گنه آویزه دارد بی ریا و ریب و شک آنچه حیوان است از تأثیر او . . . شود روسپی زاید میا…