پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

قطعات

از مجموعه اشعار مهستی گنجوی در دیوان اشعار

۰
دسته‌بندی
۲۰
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

در این زمانه عطا و کرم مخواه از کس چرا که نقش کرم بی ثبات شد چون یخ نشان جود چو سیمرغ و کیمیا گردید به کشتزارِ سخاوت، کن…

۱

شمارهٔ ۲

صابرا نامهٔ گرامی تو روح افسرده را روان بخشد مسرع کلک تو به فن ادب روشنی بر ظلام جان بخشد «مَهْسَتی» را کلام شیوایت راحت…

۲

شمارهٔ ۳ - لغز از مهستی

آن دزد چون بود که به خانه درون شود خانه ز بیم دزد ز روزن برون شود خانه روان و دزد طلبکار خانگی چون خانه رفت خانگی او را …

۳

شمارهٔ ۴

آخر زمان که طبع حکیمان نگون شود سه صد حکیم مر جلبی را زبون شود آن دزد دام دان که طلبکار ماهی است و آن خانه آب دان که ز ر…

۴

شمارهٔ ۵

باید سه هزار سال کز چشمه حور تا کان گهر گردد و یا معدن زر شاها تو به یک سخن کنار و دهنم هم معدن زر کردی و هم کان گهر

۵

شمارهٔ ۶

چون خواهم رفت بی تو چندین منزل کز دست شدم هم به نخستین منزل

۶

شمارهٔ ۷ - مناظره ادبی

مؤلف تذکره آفتاب عالمتاب درباره مَهْسَتی میگوید: در موزونی طبیعت و قد و قامت و تناسب اعضا و لفظ و معنی و حسن صورت و محبت…

۷

شمارهٔ ۸

شبی به طنز گفتم به خواجه پور خطیب نُس فراخ چو بینی ز خشک و تر بفرست اگر ز علت پیری ز مردی افتادی به عاریت بر خاتون ز . .…

۸

شمارهٔ ۹

از جماع نره خر بر ماده خر رغبتی بر طبع خاتون اوفتاد با عمود شوهرش در نیمه شب از جلو آویخت در . . .ون اوفتاد گفت از بیراه…

۹

شمارهٔ ۱۰

گر بیفتد یک سر مویی ز خاتون زمان بس گنه آویزه دارد بی ریا و ریب و شک آنچه حیوان است از تأثیر او . . . شود روسپی زاید میا…

۱۰
۱/۲