پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

شمارهٔ ۴۰۴

از کمال خجندی در غزلیات

دل غمدیده شکایت ز غم او نکند
طالب درد فغان از الم او نکند
کیست درخور که رسد دوست به فریاد دلش
آنکه فریاد ز جور و ستم او نکند
هر که خورسند نباشد به جفاهای حبیب
ناسپاسی‌ست که شکر نعم او نکند
چشم زاهد نشود پاک ز خودبینی خویش
تا چو با سرمه ز خاک قدم او نکند
پارسا پشت فراغت چه نه بر محراب
گر کند تکیه چرا بر کرم او نکند
شربت درد تو هر تشنه که نوشید دمی
التفاتی به مسیحا و دم او نکند
تا به گرد در تو طوف‌کنان است کمال
هوس کعبه و یاد حرم او نکند

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید