پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

غزلیات

از مجموعه اشعار کمال خجندی

۰
دسته‌بندی
۱٬۰۷۹
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

آنکه دل در هوس روز وصال است او را خواب شب در سر اگر هست خیال است او را دل ز چشمش چه شد ار کرد سوال نظری چون نظرهاست در آ…

۱

شمارهٔ ۲

از پیرهنت بویی آمد به گلستان‌ها کردند پر از نکهت گل‌ها همه دامان‌ها با رشته همه چاکی شد دوخته وین طرفه کز رشته زلف تست ا…

۲

شمارهٔ ۳

از تو یک ساعت جدایی خوش نمی آید مرا با دگر کس آشنایی خوش نمی آید مرا گویی ام رو زین در وسلطان وقت و خویش باش بعد سلطانی …

۳

شمارهٔ ۴

از عاشقی همیشه جوان است پیر ما خالی مباد عشق بتان از ضمیر ما با آنکه چون چراغ سحر شد جوانه مرگ هم دیر زیست مدعی زودمیر م…

۴

شمارهٔ ۵

از باد مکش طره جانانه ما را زنجیر مجنبان دل دیوانه ما را آن شمع چگل گو که برقص آرد و پرواز این سوخته دلهای چو پروانه ما …

۵

شمارهٔ ۶

ای خط تو سبزی خوان بلا خال سیاه تو نشان بلا لعل لبت کان دل من کرد خون خوانمش از درد تو کان بلا زاهد خودبین به امید عطاست…

۶

شمارهٔ ۷

ای روشنی از روی تو چشم نگران را این روشنی چشم مبادا دگران را با حسن تو و ناز تو سوزی و نیازی جان نگران را دل صاحب نظران …

۷

شمارهٔ ۸

ای زغمت دل به جفا مبتلا بی تو به صد گونه بلا مبتلا ساکن کوی تو به چنگ رقیب چون به سگ خانه گدا مبتلا همچو دل خون شده در د…

۸

شمارهٔ ۹

ای سراپرده سلطان خیالت دل ما کرده درد و غم تو خانه در آب و گل ما سر به فردوس نیاریم چو زلف تو فرود تا به خاک سر کوی تو ب…

۹

شمارهٔ ۱۰

ای غمت یار بی نوایی ها با من از دیرش آشنایی ها از چراغ رخت به خانه چشم در شب تیره روشنایی ها گفت پای از رهت گریزانم تا ب…

۱۰
۱/۱۰۸