پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

غزل شمارهٔ ۳۵۶

از خاقانی شروانی در دیوان اشعار - غزلیات

دل نداند تو را چنان که توئی
جان نگنجد در آن میان که توئی
با تو خورشید حسن چون سایه
می‌دود پیش و پس چنان که توئی
عقل جان بر میان به خدمت تو
می‌شتابد به هر کران که توئی
تو جهان دگر شدی از لطف
هم تو سلطان بر آن جهان که توئی
تو بر آنی که جانم آن تو است
من که خاقانیم، بر آنکه توئی

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید