پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

غزل شمارهٔ ۱۵۱

از خاقانی شروانی در دیوان اشعار - غزلیات

روی تو را در رکاب شمس و قمر می‌رود
لعل تو را در عنان شهد و شکر می‌رود
قافلهٔ عشق تو می‌رود اندر جهان
طائفهٔ عقل‌ها هم به اثر می‌رود
روی تو را در فروغ دید نشاید از آنک
ز آتش رخسار تو تاب بصر می‌رود
بی‌تو به بازار عشق سخت کساد است صبر
نقد روانتر در او خون جگر می‌رود
حاصل خاقانی است دفتر غم‌های تو
زان، چو قلم بر درت راه به سر می‌رود

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید