پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

طلب ِ جام

از کسایی مروزی در دیوان اشعار

ای خواجهٔ مبارکِ بر بندگان شفیق
فریاد رس که خون رهی ریخت جاثلیق
یک جام خونِ بچهٔ تاکم فرست از آنک
هم بوی مشک دارد و هم گونهٔ عقیق
تا ما به یاد خواجه دگر بار پر کنیم
از خون خوشه ، اَکحَل و قیفال و باسلیق

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید