دیوان اشعار
از مجموعه اشعار کسایی مروزی
فهرست اشعار
سوگنامه
بادِ صبا درآمد، فردوس گشت صحرا آراست بوستان را نیسان به فرشِ دیبا آمد نسیمِ سُنبُل با مُشک و با قَرَنفُل آورد نامهٔ گُل،…
موی سپید و روی سیاه ...
چون سر من سپید دید بتم گفت: «تشبیه شیب و سخت عجب» گفت: «موی سپید و روی سیاه» همچو روز است در میانهٔ شب
به شاهراه نیاز
به شاهراه نیاز اندرون سفر مسگال که مرد کوفته گردد بدان ره اندر سخت وگر خلاف کنی طمع را و هم بروی بدرّد ار به مَثَل آهنین…
دشمنی مذهبی
هیچ نپذیری چون ز آل نبی باشد مرد زود بخروشی و گویی «نه صواب است، خطاست» بی گمان، گفتن تو باز نماید که تو را به دل اندر غ…
به نوبهار ...
به نوبهار جهان تازه گشت و خرم گشت درخت سبز عَلَم گشت و خاک مُعْلَم گشت نسیم نیمشبان جبرئیل گشت مگر که بیخ و شاخ درختان …
جنازهٔ دوست
جنازهٔ تو ندانم کدام حادثه بود؟ که دیدهها همه مصقول کرد و رخ مجروح از آب دیده چو طوفان نوح شد همه مرو جنازهٔ تو بر آن آ…
نرگس
نرگس نگر، چگونه همی عاشقی کند بر چشمکان آن صنم خَلُّخینژاد گویی مگر کسی بشد، از آب زعفران انگشت زرد کرد و به کافور بر ن…
مرگ امیر
آن کس که بر امیر درِ مرگ باز کرد بر خویشتن نگر نتواند فراز کرد
سرخ رویی و زرد رویی
نورد بودم، تا ورد من مُورَّد بود برای ورد مرا ترک من همی پرورد کنون گران شدم و سرد و نانورد شدم از آن سبب که به خیری همی…
مردم و زمانه
نانوردیم و خوار و این نه شگفت که برِ ورد، خار نیست نورد مردم اندر خور زمانه شدهست نرد چون شاخ گشت و شاخ چون نرد