پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

دیوان اشعار

از مجموعه اشعار کسایی مروزی

۰
دسته‌بندی
۵۵
شعر

فهرست اشعار

سوگنامه

بادِ صبا درآمد، فردوس گشت صحرا آراست بوستان را نیسان به فرشِ دیبا آمد نسیمِ سُنبُل با مُشک و با قَرَنفُل آورد نامهٔ گُل،…

۱

موی سپید و روی سیاه ...

چون سر من سپید دید بتم گفت: «تشبیه شیب و سخت عجب» گفت: «موی سپید و روی سیاه» همچو روز است در میانهٔ شب

۲

به شاهراه نیاز

به شاهراه نیاز اندرون سفر مسگال که مرد کوفته گردد بدان ره اندر سخت وگر خلاف کنی طمع را و هم بروی بدرّد ار به مَثَل آهنین…

۳

دشمنی مذهبی

هیچ نپذیری چون ز آل نبی باشد مرد زود بخروشی و گویی «نه صواب است، خطاست» بی گمان، گفتن تو باز نماید که تو را به دل اندر غ…

۴

به نوبهار ...

به نوبهار جهان تازه گشت و خرم گشت درخت سبز عَلَم گشت و خاک مُعْلَم گشت نسیم نیم‌شبان جبرئیل گشت مگر که بیخ و شاخ درختان …

۵

جنازهٔ دوست

جنازهٔ تو ندانم کدام حادثه بود؟ که دیده‌ها همه مصقول کرد و رخ مجروح از آب دیده چو طوفان نوح شد همه مرو جنازهٔ تو بر آن آ…

۶

نرگس

نرگس نگر، چگونه همی عاشقی کند بر چشمکان آن صنم خَلُّخی‌نژاد گویی مگر کسی بشد، از آب زعفران انگشت زرد کرد و به کافور بر ن…

۷

مرگ امیر

آن کس که بر امیر درِ مرگ باز کرد بر خویشتن نگر نتواند فراز کرد

۸

سرخ رویی و زرد رویی

نورد بودم، تا ورد من مُورَّد بود برای ورد مرا ترک من همی پرورد کنون گران شدم و سرد و نانورد شدم از آن سبب که به خیری همی…

۹

مردم و زمانه

نانوردیم و خوار و این نه شگفت که برِ ورد، خار نیست نورد مردم اندر خور زمانه شده‌ست نرد چون شاخ گشت و شاخ چون نرد

۱۰
۱/۶