پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

شمارهٔ ۹۵۲

از جویای تبریزی در دیوان اشعار - غزلیات

آشفته زلف را ز صبا می‌کنی، مکن!
ما را اسیر دام بلا می‌کنی، مکن!‏
بر شیشه پاره پای هوس می‌نهی، منه
قصد دل شکستهٔ ما می‌کنی، مکن!‏
نسبت مرا به اهل هوس می‌دهی، مده
تهمت به دودمان وفا می‌کنی، مکن!‏
چون غنچه آرمیده دلم در کنار زخم
آزرده‌اش به درد دوا می‌کنی، مکن!‏
می‌کن ستم به اهل هوس گر نمی‌کنی
این شیوه گر به اهل وفا می‌کنی، مکن!‏
دل خو گرفته است به درد تو عمرها
منت کش دواش چرا می‌کنی، مکن!‏

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید