پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

شمارهٔ ۳۴

از جویای تبریزی در دیوان اشعار - غزلیات

نیست باکی ز آتش سودا دل شوریده را
کی هراس از برق باشد کشت آفت دیده را
تهمت‌آلود علایق چون شود عزلت گزین؟
گرد ره کی می‌نشیند دامن برچیده را؟
حلقه‌های دود آهم می شود قلاب دل
در نظر آرم چو آن مژگان برگردیده را
کی شوم روشن سواد زلف او از دیدنی
کس به یک خواندن نفهمد معنی پیچیده را
چشم خواب آلود او را سرمه بیهوشی فزود
خامشی افسانه باشد فتنهٔ خوابیده را

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید