پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

شمارهٔ ۱۶

از جویای تبریزی در دیوان اشعار - غزلیات

تو و بدمستی و رندی و میْ‌آشامی‌ها
من و خون خوردن و رسوایی و ناکامی‌ها
صبح نوروز خرام است، مبارک باشد
بر تنت جامهٔ چسپان خوش‌اندامی‌ها
نشئه‌ای نیست به غربت می رسوایی را
به وطن می‌بردم خواهش بدنامی‌ها
پختهٔ عشق کجا، شکوهٔ بیداد کجا؟
دل کم حوصله باشد ثمر خامی‌ها
باده می‌نوش که تا هست جهان، خواهد بود
رنگ بر چهرهٔ گل از قدح‌آشامی‌ها

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید