غزلیات
از مجموعه اشعار جنید شیرازی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
الهی واقفی بر حال و کارم همیدانی که جز تو کس ندارم الهی خاطرم را جمع گردان که مسکین و پریشانروزگارم الهی کردهام بسیار…
شمارهٔ ۲
شرمساریم ز عصیان تو یا رب توبه چشم داریم بر احسان تو یا رب توبه از تو فضل و کرم و بندهنوازی و ز ما همه بیباکی و عصیان …
شمارهٔ ۳
نامه سیه کردهایم بار خدایا ببخش عمر تبه کردهایم بار خدایا ببخش جرم و خطا کردهایم ترک وفا کردهایم بس که جفا کردهایم …
شمارهٔ ۴
دلم بسوخت ز فکرت دوای دل ز که جویم تنم گداخت در این غصه حال پیش که جویم جهان پر آب حیات است و بینصیب من از وی دریغ و در…
شمارهٔ ۵
منم به جان و دل از حضرت اله خجل به خود فروشده از کثرت گناه خجل منم چو بنده عاصی فتاده سر در پیش به پای داشته در پیش بارگ…
شمارهٔ ۶
هر دم از شرم گنه ریزان شود آبم ز چشم بر رو و رخسار بارد لؤلؤ نابم ز چشم شب که مردم روی بر بالین نهد از راه من خوف تشویش …
شمارهٔ ۷
گذشت عمر و نکردیم هیچکار دریغ نه یک دریغ که هر دم هزار بار دریغ هنوز دامن کامی به کف نیامده بود که شد ز دست گریبان اختی…
شمارهٔ ۸
ای دل غافل زمان کارسازی کردن است پیر گشتی همچنانت میل بازی کردن است مبدأ عشق حقیقی گر همی پرسی که چیست ای برادر توبه ا…
شمارهٔ ۹
مِسکنت پیشه کن که زیرا زود مَسکنت زیر خاک خواهد بود خویشبینی مکن که آخر کار خویش بینی بدان عمل ماخود ما خود از قطره منی…
شمارهٔ ۱۰
غم ایمان و خوف دینت نیست خبر از کار آن و اینت نیست ای زیان کرده عمر در غم مال هیچ باک از زیان دینت نیست چند از این فکر ه…