گفتم چو بستهام کمرِ بندگیِ تو
بهر میانِ خویش ز جوزا کمر خرم
در خاطرم نبود که بر خوان دولتت
نان آنگهی خورم که به خونِ جگر خرم
لایق شناسی از کرم خود که بر درت
من جان به رایگان دهم و نان به زر خرم
نظرات
در حال بارگذاری نظرات
لطفاً صبر کنید...
در حال بارگذاری نظرات
لطفاً صبر کنید...