مفردات
از مجموعه اشعار جلال عضد در دیوان اشعار
۰
دستهبندی
۳۵
شعر
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
چنان با غم عشق خو کرد دل که گویی که عشق است خود جان ما
۱
شمارهٔ ۲
در غم جانان به ترک جان بگوی زان که جان اینجا و بال دیگر است
۲
شمارهٔ ۳
ای آنکه کمان تست پنجاه منی پنجاه بسی گیر و دو چندان باقی ست
۳
شمارهٔ ۴
انام افضل ایّام و افتخار انام تو را که گفت که گل ترک گیر و بر خار افت
۴
شمارهٔ ۵
نام آن کس که از او زهره من میتابد آفتابیست که از برج اسد میتابد
۵
شمارهٔ ۶
تا چند سوز عشقش پنهان کنم به حیله هم عاقبت ز جایی، این سوز سر برآرد
۶
شمارهٔ ۷
شیراز از تعدّی قاضی خراب شد این مور بین که ملک سلیمان خراب کرد
۷
شمارهٔ ۸
نشیند وقتها با من به مَی خوردن، ولی چندان که توبه بشکنم، چون توبه ام بشکست برخیزد
۸
شمارهٔ ۹ - فاضل
صد را ز همه صدر افاضل بستان پس فاضل خوان هر آنچه باقی ماند
۹
شمارهٔ ۱۰
حقّا که عجب بی سر و پای است فلان کاو بر سر و پای خویش جل می پوشد
۱۰
۱/۴