پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

عارف نامه

از مجموعه اشعار ایرج میرزا در مثنوی‌ها

۰
دسته‌بندی
۱۱
شعر

فهرست اشعار

بخش ۱

شنیدم من که عارف جانم آمد رفیقِ سابقِ طهرانم آمد شدم خوشوقت و جانی تازه کردم نشاط و وَجدِ بی‌اندازه کردم به نوکرها سپردم…

۱

بخش ۲

نمی‌دانستم ای نامردِ کونی که منزل می‌کنی در باغِ خونی نمی‌جویی نشانِ دوستانت نمی‌خواهی که کس جوید نشانت وگر گاهی به شهر …

۲

بخش ۳

دلم زین عمرِ بی‌حاصل سرآمد که ریشِ عمر هم کم‌کم در آمد نه در سر عشق و نه در دل هوس ماند نه اندر سینه یارای نَفس ماند گهی…

۳

بخش ۴

بدینجا چون رسید اشعارِ خالص پریشان شد همه افکارِ مخلص که یا رب بچّه‌بازی خود چه کارست که بر وی عارف و عامی دُچارست چرا ا…

۴

بخش ۵

بیا گویم برایت داستانی که تا تأثیرِ چادر را بدانی در ایّامی که صاف و ساده بودم دَمِ کِریاسِ در اِستاده بودم زنی بگذشت از…

۵

بخش ۶

حجابِ زن که نادان شد چنینست زنِ مستورۀ محجوبه اینست به کُس دادن همانا وقع نگذاشت که با روگیری اُلفت بیشتر داشت بلی شرم و…

۶

بخش ۷

خدایا تا به کی ساکت نشینم من این‌ها جمله از چشم تو بینم همه ذرّاتِ عالم منترِ توست تمامِ حُقّه‌ها زیرِ سرِ توست چرا پا ت…

۷

بخش ۸

خدایا کی شود این خلق خسته از این عقد و نکاحِ چشم بسته بُوَد نزد خرد اَحلی و اَحسَن زِنا کردن از این سان زن گرفتن بگیری ز…

۸

بخش ۹

بیا عارف که دنیا حرف مُفتست گهی نازک گهی پَخ گه کُلفت است جهان چون خویِ تو نقشِ بر آبست زمانی خوش اُغُر گه بد لعابست گهی…

۹

بخش ۱۰

تو عارف واقعا گوساله بودی که از من این سفر دوری نمودی مگر کون قحط بود اینجا قلندر که ترسیدی کنم کون ترا تر گرفتی گوشه ژا…

۱۰
۱/۲