ابیات پراکنده
از مجموعه اشعار ایرج میرزا
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
اَمرَدی رفت تا نماز کند کرد کون سفید خود بالا فاسقی زود جست بر پشتش گفت سبحان ربی الأَعلی
شمارهٔ ۲
کو خدا کیست خدا چیست خدا بی جهت بحث مکن، نیست خدا آن که پیغمبر ما بود همی ما عَرَفناک بفرمود همی تو دگر طالب پرخاش مشو ک…
شمارهٔ ۳
دست حافظ به در از جامۀ خواب هشته در دست یکی جام شراب
شمارهٔ ۴
افسارش از بریشم و پالان ز مخملست هر چند بد صدا است ولیکن مجللست
شمارهٔ ۵
حضرت اقدس والا ایرج با همه راست بُوَد با ما کج
شمارهٔ ۶
این عکس که بر عکس خودم زیبا شد تقدیم حضور حضرت والا شد
شمارهٔ ۷
نیست جهان جز همین که با تو بگویم روز و شبانی به یکدگر شده پیوند خلق جهان هم اگر تو نیک بسنجی هیچ برون نیستند از این گُرۀ…
شمارهٔ ۸
این هلال ابرو دو سال بعد ماهی میشود در میان گلرخان صاحب کلاهی میشود خلق میگویند مستوفی الممالک آدمست در میان خلق گاهی…
شمارهٔ ۹
تا خدا تَرکِ خدایی گوید وز خدایش جدایی جوید ول کند کرسی و عرش و همه را کم کند از دو جهان همهمه را خشگ گردد به رگ هستی خو…
شمارهٔ ۱۰
خواهد اینک ز جناب تو بار بندۀ ناچیز تو عبدالحمار !