پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

غزل شمارهٔ ۷۵

از هاتف اصفهانی در دیوان اشعار - غزلیات

مهر رخسار و مه جبین شده‌ای
آفت دل بلای دین شده‌ای
مهر و مه را شکسته‌ای رونق
غیرت آن و رشک این شده‌ای
پیش ازین دوست بودیم از مهر
دشمن من کنون ز کین شده‌ای
من چنانم که پیش ازین بودم
تو ندانم چرا چنین شده‌ای
ننشستی چرا دمی با من
گرنه با غیر همنشین شده‌ای
دل ز رشکم تپد چو بسمل باز
بهر صیدی که در کمین شده‌ای
غزلی گفته‌ای دگر هاتف
که سزاوار آفرین شده‌ای

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید