غزلیات
از مجموعه اشعار سید حسن غزنوی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
ای تخت را خجسته تر از تاج گاه را وی ملک را فریضه تر از نور ماه را ای نقش بند دولت بند قبای تو فر همای داد به سربر کلاه ر…
شمارهٔ ۲
هوای وصل جانانم گرفتست غم دلبر دل و جانم گرفتست دل و دلبر نمی بینم چه دانی که چون سودای ایشانم گرفتست چگونه در کشم دامن …
شمارهٔ ۳
صنما بسته آنم که در این منزل تست خبری یابم زان زلف شکسته به درست درد و غمهای تو و عهد وفایت بر ماست هم به جان تو که هوش …
شمارهٔ ۴
یارب در آن کلاله چرا عقل گمره است کان صد هزار حلقه شب رنگ بر مه است هم در کنار سایه شمشاد اوست باغ هم بر کران چشمه خورشی…
شمارهٔ ۵
روزم ز هجر تو بصفت چون شب آمده است وینک چو شمع جانم از آن بر لب آمده است شد نور مه ز چاه زنخدان تو پدید این چه نگر که رش…
شمارهٔ ۶
ای که گل جامه ز رنگ رخ تو چاک زده است جان به بوی تو نواهای طربناک زده است نرگس از جزع تو مخمور چرا گشت که گل جام یاقوت م…
شمارهٔ ۷
دل و جانم بره جانان است گر بدو باز رسم جان آن است پای در دامن صبر آرم از آنک دست دست ستم هجران است آن چه من می کشم از فر…
شمارهٔ ۸
هین در دهید باده که هنگام بی غمی است زان باده که مشرق خورشید خرمی است تا روی چون دو پیکر در روی او کشم زیرا که مان چو پر…
شمارهٔ ۹
قمری اندر بهار یار من است مونس نالهای زار من است فاخته طوق عشق برگردن در غم دوست غمگسار من است بلبل از شاخ گل گشاده زبان…
شمارهٔ ۱۰
ای سرور کرده پادشاهت اوج فلکست پایگاهت تا بخت به پیش تو میان بست سوی رفعت گشاد راهت برحق باشد که سعد افلاک از چشم رضا کن…