رباعیات
از مجموعه اشعار قدسی مشهدی
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
آنی تو که نیست در دعای تو ریا وین حرف، نهفته نیست بر شاه و گدا ای پیر جوان، تویی که در خانقهت مقرون به اجابت است پیوسته …
شمارهٔ ۲
گر دل نشود ز درد جانکاه جدا خود را ز هوس کند به یک آه جدا هر خوشه که مالیده شد از جور کفی گردد به پفی دانهاش از کاه جدا
شمارهٔ ۳
یا رب که فسانه مختصر کن ما را خواب مستی ز سر به در کن ما را ای پاکی مرد بی نگاه تو محال صد خرده بگیر و یک نظر کن ما را
شمارهٔ ۴
خواهی که کنی قبله سر کویت را از خواهش کس، ترش مکن رویت را با خلق، گشادهروی شو چون محراب تا سجده برند طاق ابرویت را
شمارهٔ ۵
افسرده مکن چو تیرهروزان خود را از آتش عشق، برفروزان خود را جمعند موافقان و صحبت گرم است ای شمع چه مردهای، بسوزان خود ر…
شمارهٔ ۶
بیهوده مشو برق گیاه فقرا وز قهر مکَن چاه به راه فقرا تو آتش خشم و فقرا خصم غضب ای جمله غضب، حذر ز آه فقرا
شمارهٔ ۷
گر یافتهای حقیقت عالم را پیوند به اوست خاتم و آدم را کس را به خیال که سرگشته مکن بنمای باد نیر از دو عالم را
شمارهٔ ۸
چون منصب عاشقی فلک داد مرا شد دنیی و عقبی همه از یاد مرا افتاده ز کار دو جهان است دلم زان روز که کار با تو افتاد مرا
شمارهٔ ۹
از بیهنریست اینقدر داد مرا کز قید هنر نکرد آزاد مرا چون تیغ چه سان کنم نهان جوهر خویش؟ چون بخیه به روی کار افتاد مرا
شمارهٔ ۱۰
گردون که به دیده خار افکند مرا آتش به دل فگار افکند مرا نی شمع به محفلی، نه گل در چمنی بنگر به چه روزگار افکند مرا