پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

رباعیات

از مجموعه اشعار قدسی مشهدی

۰
دسته‌بندی
۶۵۱
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

آنی تو که نیست در دعای تو ریا وین حرف، نهفته نیست بر شاه و گدا ای پیر جوان، تویی که در خانقهت مقرون به اجابت است پیوسته …

۱

شمارهٔ ۲

گر دل نشود ز درد جانکاه جدا خود را ز هوس کند به یک آه جدا هر خوشه که مالیده شد از جور کفی گردد به پفی دانه‌اش از کاه جدا

۲

شمارهٔ ۳

یا رب که فسانه مختصر کن ما را خواب مستی ز سر به در کن ما را ای پاکی مرد بی نگاه تو محال صد خرده بگیر و یک نظر کن ما را

۳

شمارهٔ ۴

خواهی که کنی قبله سر کویت را از خواهش کس، ترش مکن رویت را با خلق، گشاده‌روی شو چون محراب تا سجده برند طاق ابرویت را

۴

شمارهٔ ۵

افسرده مکن چو تیره‌روزان خود را از آتش عشق، برفروزان خود را جمعند موافقان و صحبت گرم است ای شمع چه مرده‌ای، بسوزان خود ر…

۵

شمارهٔ ۶

بیهوده مشو برق گیاه فقرا وز قهر مکَن چاه به راه فقرا تو آتش خشم و فقرا خصم غضب ای جمله غضب، حذر ز آه فقرا

۶

شمارهٔ ۷

گر یافته‌ای حقیقت عالم را پیوند به اوست خاتم و آدم را کس را به خیال که سرگشته مکن بنمای باد نیر از دو عالم را

۷

شمارهٔ ۸

چون منصب عاشقی فلک داد مرا شد دنیی و عقبی همه از یاد مرا افتاده ز کار دو جهان است دلم زان روز که کار با تو افتاد مرا

۸

شمارهٔ ۹

از بی‌هنری‌ست اینقدر داد مرا کز قید هنر نکرد آزاد مرا چون تیغ چه سان کنم نهان جوهر خویش؟ چون بخیه به روی کار افتاد مرا

۹

شمارهٔ ۱۰

گردون که به دیده خار افکند مرا آتش به دل فگار افکند مرا نی شمع به محفلی، نه گل در چمنی بنگر به چه روزگار افکند مرا

۱۰
۱/۶۶