پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

شمارهٔ ۴۶۰

از قدسی مشهدی در غزلیات

به دل نمی‌گذری، تا کجا گذر داری
فکندی از نظرم، تا چه در نظر داری
سرت نمی‌شود از جام صحبت ما گرم
مگر خمار ز پیمانه دگر داری؟
نماند بر سر بالین من کسی، چه شود
مرا اگر ای اجل امشب ز خاک برداری؟
نکرده‌ای مژه‌ای تر به خون ز سنگدلی
ازین چه سود که صد چشمه در جگر داری
ز بوی باده من از خویش رفتم ای ساقی
مرا ز من خبری ده اگر خبر داری

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید