پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

غزلیات

از مجموعه اشعار قدسی مشهدی

۰
دسته‌بندی
۴۶۰
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

زود به کردم من بی‌صبر داغ خویش را اول شب می‌کشد مفلس چراغ خویش را گر نباشد زخم شمشیرم حمایل گو مباش هیکل تن کرده‌ام چون …

۱

شمارهٔ ۲

شام خطت گرفته ز صبح آفتاب را زان روز خوش نمانده جهان خراب را بر نام هیچ‌کس رقم روز خوش نبود خواندیم هر دو رو ورق آفتاب ر…

۲

شمارهٔ ۳

بی‌حرز شعله نگذرد از پیش داغ ما پروانه احتراز کند از چراغ ما چون دیده دور شد از تو رنگ نگه پرید تا رنگ می‌رسید شکست ایاغ…

۳

شمارهٔ ۴

به پیامی که کند باد صبا یاد مرا روم از دست ندانم که چه افتاد مرا به کمند سر زلف تو گرفتار مباد آنکه خواهد کند از قید تو …

۴

شمارهٔ ۵

تا بود گریه کی آباد شود خانه ما؟ جغد را پای به گل رفته به ویرانه ما ما از آن سوختگانیم که معمار ازل طرح آتشکده برداشت ز …

۵

شمارهٔ ۶

اگرچه خدمت مسجد نشد حواله ما چراغ میکده روشن شد از پیاله ما به سنگ خاره چه می‌کرد بازوی فرهاد نمی‌گشود اگر راه تیشه ناله…

۶

شمارهٔ ۷

پژمردگی نبرد بهار از گیاه ما چون لاله جزو تن شده بخت سیاه ما روزی که نبود آینه حسن در نظر در چشمخانه زنگ برآرد نگاه ما م…

۷

شمارهٔ ۸

خوشدل کند خیال تو هجران‌کشیده را آتش گل است دیده گلشن‌ندیده را تا آب دیده خون نشود بر زمین مریز در شیشه واگذار می نارسید…

۸

شمارهٔ ۹

ز نقش کینه چو پاک است لوح سینه ما به دوستی که تو هم دل بشو ز کینه ما ز خیره‌چشمی خود سوختم که یار امروز هنوز در عراق است…

۹

شمارهٔ ۱۰

از جا نبرد صحبت اهل هوس مرا آتش نیم که تیز کند خار و خس مرا آمیزشم چو جغد شگون نیست بر کسی گو آشنای خویش مدان هیچ‌کس مرا…

۱۰
۱/۴۶