غزلیات
از مجموعه اشعار قدسی مشهدی
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
زود به کردم من بیصبر داغ خویش را اول شب میکشد مفلس چراغ خویش را گر نباشد زخم شمشیرم حمایل گو مباش هیکل تن کردهام چون …
شمارهٔ ۲
شام خطت گرفته ز صبح آفتاب را زان روز خوش نمانده جهان خراب را بر نام هیچکس رقم روز خوش نبود خواندیم هر دو رو ورق آفتاب ر…
شمارهٔ ۳
بیحرز شعله نگذرد از پیش داغ ما پروانه احتراز کند از چراغ ما چون دیده دور شد از تو رنگ نگه پرید تا رنگ میرسید شکست ایاغ…
شمارهٔ ۴
به پیامی که کند باد صبا یاد مرا روم از دست ندانم که چه افتاد مرا به کمند سر زلف تو گرفتار مباد آنکه خواهد کند از قید تو …
شمارهٔ ۵
تا بود گریه کی آباد شود خانه ما؟ جغد را پای به گل رفته به ویرانه ما ما از آن سوختگانیم که معمار ازل طرح آتشکده برداشت ز …
شمارهٔ ۶
اگرچه خدمت مسجد نشد حواله ما چراغ میکده روشن شد از پیاله ما به سنگ خاره چه میکرد بازوی فرهاد نمیگشود اگر راه تیشه ناله…
شمارهٔ ۷
پژمردگی نبرد بهار از گیاه ما چون لاله جزو تن شده بخت سیاه ما روزی که نبود آینه حسن در نظر در چشمخانه زنگ برآرد نگاه ما م…
شمارهٔ ۸
خوشدل کند خیال تو هجرانکشیده را آتش گل است دیده گلشنندیده را تا آب دیده خون نشود بر زمین مریز در شیشه واگذار می نارسید…
شمارهٔ ۹
ز نقش کینه چو پاک است لوح سینه ما به دوستی که تو هم دل بشو ز کینه ما ز خیرهچشمی خود سوختم که یار امروز هنوز در عراق است…
شمارهٔ ۱۰
از جا نبرد صحبت اهل هوس مرا آتش نیم که تیز کند خار و خس مرا آمیزشم چو جغد شگون نیست بر کسی گو آشنای خویش مدان هیچکس مرا…