پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

شمارهٔ ۲۰۷

از قدسی مشهدی در غزلیات

ای خوشدلی برو که غمینم سرشته‌اند
درمان گداز و درد گزینم سرشته‌اند
از آب و خاک کعبه و بتخانه نیستم
نه دوستم، نه خصم، چنینم سرشته‌اند
نگذاشت شغل عشق به کار دگر مرا
گویا که از برای همینم سرشته‌اند
عاشق کجا و تیره‌دلی این گمان مبر
سر تا قدم ز نور یقینم سرشته‌اند
قدسی برای سجده گلبن در این چمن
چون برگ گل تمام جبینم سرشته‌اند

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید