پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

غزلیات

از مجموعه اشعار قصاب کاشانی در دیوان اشعار

۰
دسته‌بندی
۳۱۷
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

اول به نام آنکه زد این بارگاه را افروخت شمع مشعله مهر و ماه را برپای کرد زنگی شب را ز تخت ظلم بر جا نشاند روز مرصّع کلاه…

۱

شمارهٔ ۲

ای ذات پاکت از همه ماسوا، سوا وز درگه تو یافته هر بینوا، نوا انعام توست بر همه خاص و عام، عام تشریف توست بر قد هر نارسا،…

۲

شمارهٔ ۳

ساقی بیا که باز خراب است حال ما پیش آر باده ای صنم بی‌زوال ما جامی بده که دست نشاطی بهم زنیم شد خشک در قفس همه اعضا و با…

۳

شمارهٔ ۴

ای کز دو زلف سرکشت داریم در تن تاب‌ها بیرون چه سان آریم ما کشتی از این گرداب‌ها عقل و شکیب و نقد دل در راه جانان صرف شد …

۴

شمارهٔ ۵

نهاده حسن تو بنیاد دلربایی را گرفته گل ز رخت بوی بی‌وفایی را کسی نیافته قدر برهنه پایی را خراج نیست در این ملک بی‌نوایی …

۵

شمارهٔ ۶

خط سبز از رخت چون سر زند جان می‌کند پیدا برای زندگی خضر آب حیوان می‌کند پیدا وطن در کنج لب می‌باشد اکثر خال مشکین را برا…

۶

شمارهٔ ۷

تا گشود از بهر گفتاری لب خاموش را در شکر آمیخت آن اهل زمرّدپوش را روز اول کرد ما را چشم مست او خراب باده‌پیمایی نشاید سا…

۷

شمارهٔ ۸

ز جوش عاشقان گرم است بزم آن شاه خوبان را که می‌باشد نمودی با رعیت پادشاهان را ز ابروی تو زخم کاریی دارم به قصد من مده دی…

۸

شمارهٔ ۹

ز سنبل بند بر دل می‌گذارد موی این صحرا دماغ گل پریشان می‌شود از بوی این صحرا کدامین شکرین لب کرد بارانداز این وادی که می…

۹

شمارهٔ ۱۰

اگر آن شمع بزم دل رود مستانه در صحرا نیاید در نظر غیر از پر پروانه در صحرا نماید هرکجا رخ نه فلک آیینه می‌گردد ز صیقل کا…

۱۰
۱/۳۲