پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

قطعات

از مجموعه اشعار نظام قاری در دیوان البسه

۰
دسته‌بندی
۲۹
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

قاری بقد خیالت این جامه نو در البسه انصاف چه چست است و چه زیبا فی کل لباس لزم البغیازی البست جدیدا وتمنیت حبیبا

۱

شمارهٔ ۲

میان شده و معجر خصومتی افتاد چنانکه پوشی و دستار را مقالات است ندیم شده برک بر علم نوشت این بیت که بر دقایق معنیش بس دلا…

۲

شمارهٔ ۳

شرب گوشو قرین بشال درشت (که همان لعبت نگارینست) کاستر گو به جفت اطلس رو ( که همان مرده‌شوی پارینست)

۳

شمارهٔ ۴

در مدحت بخیه سقرلاط (لاف از سخنی چو در توان زد لیکن بنمد چو وصله دوزی (آن خشت بود که پر توان زد)

۴

شمارهٔ ۵

دو قماشند صوف و موئینه (یکی آرام جان یکی دلبند) این یکی برزبر عدیم المثل وان یکی بهر زیر بی مانند فی المثل در میان این د…

۵

شمارهٔ ۶

فارغی ای جیب اطلس کز برت کیف عبیر ناکه انگیز دغباری چون زمیدان گرد کرد ار خشم رخت زنان میبرد در تالان مغل و ز سر غیرت نظ…

۶

شمارهٔ ۷

چنین که دختر فکرم جهیز معنی یافت سزد که حجله رخت از برای او باشد همه ز جامه رنگین وعظ میگویم ( که هر کجا که عروسیست رنک …

۷

شمارهٔ ۸

در مزاد رخت دلالان منادی میرنند بشنوید ای تاجران صوف و دیبا بشنوید پیشوازی نرمدست از بقچه غایب شده تا نپوشانید این حق و …

۸

شمارهٔ ۹

گذشت موسم سرما و پوستین و نمد فکندم از خود و در بر دگر کتان آمد چو دید وصل کتان عضو گفت مشتاقم (عجب عجب که ترا یاد دوستا…

۹

شمارهٔ ۱۰

گتاب البسه یکجا بنظم البسه ام یکی خرید ولی قیمتم هنوز نداد ملازمیش بمن گفت از پی اینوجه (بهرزه گیوه مدرکان بخورد و بر دو…

۱۰
۱/۳