رباعیات
از مجموعه اشعار غالب دهلوی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
هر چشمه به بحر همعنان ست اینجا هر خاربنی ثمرفشان ست اینجا از حاصل مرز و بوم بنگاله مپرس نی خامه و هیمه خیزران ست اینجا
شمارهٔ ۲
یارب سودی به روزگاران ما را وجه گل و مل به نوبهاران ما را صرف نمک و جو چه قدر خواهد شد گنجینه این صومعه داران ما را
شمارهٔ ۳
گر دل ز شرر زدوده باشم خود را ور بر دم تیغ سوده باشم خود را حاشا که ز تو ربوده باشم خود را با خوی تو آزموده باشم خود را
شمارهٔ ۴
ای دوست به سوی این فرومانده بیا از کوچه غیر راه گردانده بیا گفتی که مرا مخوان که من مرگ توام بر گفته خویش باش و ناخوانده…
شمارهٔ ۵
بر دل ز دو دیده فتح بابست این خواب باران امید را سحابست این خواب زنهار گمان مبر که خوابست این خواب تعبیر ولای بوترابست ا…
شمارهٔ ۶
بینایی چشم مهر و ماهست این خواب پیرایه پیکر نگاهست این خواب بر صحت ذات شه گواهست این خواب بیداری بخت پادشاهست این خواب
شمارهٔ ۷
یک روز به ترک یاوه گویی غالب رخ روز دگر به باده شویی غالب زین توبه بی بقا چه جویی غالب توبه تب نوبه است گویی غالب
شمارهٔ ۸
غالب چو ز ناسازی فرجام نصیب هم بیم عدو دارم و هم ذوق حبیب تاریخ ولادت من از عالم قدس هم شورش شوق آمد و هم لفظ غریب
شمارهٔ ۹
در عالم بی زری که تلخ ست حیات طاعت نتوان کرد به امید نجات ای کاش ز حق اشارت صوم و صلات بودی به وجود مال چون حج و زکات
شمارهٔ ۱۰
خوشتر بود آب سوهن از قند و نبات با وی چه سخن ز نیل و جیحون و فرات این پاره عالمی که هندش نامند گویی ظلمات و سوهن ست آب ح…