پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

جلایرنامه

از مجموعه اشعار قائم مقام فراهانی

۰
دسته‌بندی
۳۷
شعر

فهرست اشعار

بخش ۱

چنین گوید غلام تو جلایر که من رفتم ز شَرّا تا ملایر بدیدم جملگی شهزادگان را همه سرو سهی آزادگان را ندیدم مثل شهزاده محمد…

۱

بخش ۲

جلایر در سواری اوستاد است به اسب اندازی از رستم زیاد است جرید افکن، تقلا زن، سواری است تفنگ اندازی، و نیزه گذاری است به …

۲

بخش ۳

جلایر هر دو چشمش سرمه دارد ز پوشن یک عبا، یک تِرمه دارد قبای عاقری پوشد بغل‌بند کلاهش از عرق گاهی کند گند فرنگی باشدش ار…

۳

بخش ۴

جلایر سینه پر سوز دارد وطن در تکیه نوروز دارد کند هر روز و شب یک اشرفی صرف سوای قیمت فرش و مس و ظرف زمستان است و درها پر…

۴

بخش ۵

جلایر قرض او بی حد و مَرْ شد ز سرما حالتش از سگ بتر شد جلایر تا زنخ در زیر قرض است ز سرما تا سحر هر شب به لرز است چرا شه…

۵

بخش ۶

جلایر یک سفر بغداد کرده ز یاران و رفیقان یاد کرده خصوصا در زیارت‌های مخصوص به زیر چلچراغ و پای فانوس اول داده به باشماقچ…

۶

بخش ۷

امام و پیشوا در خنده افتاد دو لعلش در سخن تابنده افتاد که مقصود تو با انجاح ماضی است ولیعهد ازمحمدشاه راضی است نگوید با …

۷

بخش ۸

خوشا آنان که ملک و آب دارند یو و اوجار و چوم و گاب دارند برون خانه‌شان یک خرمن کود ز سرگین مراعی گشته موجود همه نرخر ز م…

۸

بخش ۹

جلایر زان شدیدالجوله آید که استقبال رکن‌الدوله آید نهاده رو به دروازه خیابان گذشته از پل و خندق شتابان چو مرغی کو قفس را…

۹

بخش ۱۰

جلایر مرکب رهوار دارد برایش کاه و جو بسیار دارد چو مرکب را بر آن درگاه راند همه مدحت سراید نَعْت خواند سر از پا کِیْ شنا…

۱۰
۱/۴