پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

شمارهٔ ۵۷۷

از بابافغانی شیرازی در دیوان اشعار - غزلیات

دلا در عشق جانان خواری و خونخوارگی اولی
ز ناز و سرکشی مسکینی و بیچارگی اولی
سپردن جان بدست یار و گشتن از جهان فارغ
چو باید کشته شد در عاشقی یکبارگی اولی
من و کنج غم و دردل خیال بزم وصل او
فراغت نیست در خاطر مرا غمخوارگی اولی
خوشست آن روی زیبا جلوه گر در پرده ی غیبت
ولیکن گه‌گهی در دیدهٔ نظارگی اولی
فغانی از سر کویش برون رو با دل پر خون
چو یار آواره می‌خواهد ترا آوارگی اولی

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید