پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

شمارهٔ ۱

از عبدالکریم اشراق بیرجندی در غزلیات

صاحبدلان بگوئید آن شوخ دلربا را
کز حال دل بپرسد عشاق بی نوا را
ز آئینهٔ رخ دوست نور ازل هویداست
زین جلوه میتوان دید دیدار آشنا را
روشندلان عشقیم کائینهٔ دل ما
از رشک میگدازد جام جهان نما را
روز سیاه ما را امید روشنی نیست
تا دیده ام سیه‌مست آن چشم سرمه‌سا را
شد غنچهٔ دل من چون شاخ گل شکفته
چون باز دیدم از دور آن روی دلگشا را
آنکس که دیده باشد بی پرده روی لیلی
کی میکند ملامت مجنون مبتلا را
با نغمه های دلکش اشراق نغمه سنج است
آری ز عشق گلشن بلبل کشد نوا را

نظرات

در حال بارگذاری نظرات

لطفاً صبر کنید...

شاید از این چشمه نیز بنوشید