غزلیات
از مجموعه اشعار عبدالکریم اشراق بیرجندی
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
صاحبدلان بگوئید آن شوخ دلربا را کز حال دل بپرسد عشاق بی نوا را ز آئینهٔ رخ دوست نور ازل هویداست زین جلوه میتوان دید دیدا…
شمارهٔ ۲
نشوند پرتو افکن مه و آفتاب بی تو چو تو شمع دلفروزی که شدم کباب بی تو نگهی ز چشم مستت ندهم به هر دو عالم نفسی ز عمر هرگز …
شمارهٔ ۳
دیدم به عشوه و ناز جولان کنان به راهی عالم فروز مهری آفاق سوز ماهی چشم امید از یار دارم و لیک هستم قانع به یک نگاهی آنهم…
شمارهٔ ۴
بر در صومعه هر بوالهوسی می آید کی چو من رند قدح نوش کسی می آید جان به لب آمده ای کاش که جانان برسد بر سر من که هنوزم نفس…
شمارهٔ ۵
آنکه دهد به عاشقان گریهٔ های های را داده بلعل گلرخان خندهٔ دلگشای را گردش چشم یار بین فتنه روزگار بین چون که به عشوه آور…
شمارهٔ ۶
محفل افروز ازل غیر رخ یار نبود پرتو عشق به هر کوچه و بازار نبود وادی طور تجلی ز رخ یار نداشت موسی از شوق نظر طالب دیدار …
شمارهٔ ۷
آنکه از عشق و طرب منع دل ما می کرد گل رخسار تو ای کاش تماشا می کرد هر که میدید گل روی تو در طرف چمن کی نظر برگل و برلاله…
شمارهٔ ۸
سهل است فتنه ای اگر از آسمان رسد مشکل اگر زگردش چشم بتان رسد لعل لب تو آب شود همچو شهد ناب یک بوسه گر بدان لب و درج و ده…
شمارهٔ ۹
به سر شوری ز سودای تو باشد به دل داغ تمنای تو باشد مگر آب حیات و چشمه نوش لب لعل شکرخای تو باشد تجلی کن بطور سینه ما که …
شمارهٔ ۱۰
خوش آن روزی که دل در طرهٔ دلدار میبستم برهمنوار از زلف صنم زنار میبستم ضمیرم آفتاب محفلافروز جهان میشد چو در آیینهٔ…