مقطعات
از مجموعه اشعار میرزاده عشقی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱ - چشمت کور!
خیال خواجگیت بود، بر تمام جهان شدی ز خانه خود هم جواب، چشمت کور! جزای نیت زشت تو هست، این که چنین: ز هر کنار شوی طرد باب…
شمارهٔ ۲ - آهن پرنده!
در قرن بیستم بشود، آدمی سوار بر آهنی پرنده، دل آکنده از بخار وآنگه رهی که ما به دوسالش کنیم طی او در هوا دو روزه، از آن …
شمارهٔ ۳ - عید خون
ای بشر! مظهر ظرافت شو نه ز سر تا به پا، قباحت باش مرضی، مانع شرافت توست در پی رفع این نقاهت باش وین تعدی است بر حقوق بشر…
شمارهٔ ۴ - خانه بیگانه!
امان از خویش را بیخانه دیدن خود اندر خانه بیگانه دیدن سپس بیگانه بیخانمان را به جای خویش صاحبخانه دیدن!
شمارهٔ ۵ - روش ناپسند
ای دغل! با همه کس، ناکسی اظهار مکن ناکسی باش ولی با کسی اظهار مکن!
شمارهٔ ۶ - تمثال عشقی
مکش که بیهده این نقش می کشی نقاش که خون بگریی: اگر پی بری به احوالم؟ چه حاجت است پس از من بماند این تمثال؟ فلک چه کرد به…
شمارهٔ ۷ - جام عمر
الا ای مرگ! در جانم درآویز که جام عمر من، گردید لبریز! چسان من زنده مانم: ملک ایران به سر گیرد دوباره، دور چنگیز
شمارهٔ ۸ - کابینه نیم بند!
در نخستین روزهای اسفندماه هزار و سیصد و یک خورشیدی که کابینه مرحوم حسن مستوفی (مستوفی الممالک) متزلزل شد، نخست وزیر مزبو…
شمارهٔ ۹ - در لباس نیستی
عشقی ار مجهول، چون اسرار عالم زیستی! هر کسی گردد به گرد تو، ببیند چیستی؟ خواهی ار چون نقطه سرگردان تو عالم شوند هستی خود…
شمارهٔ ۱۰ - راه نجات
دانه با خاک چو پیوست، سری پیدا کرد هر که شد خاک نشین، برگ و بری پیدا کرد تا پریشان نشوی، راه به مقصد نبری بیضه چون جامه …