پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

مقطعات

از مجموعه اشعار میرزاده عشقی در دیوان اشعار

۰
دسته‌بندی
۲۱
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱ - چشمت کور!

خیال خواجگیت بود، بر تمام جهان شدی ز خانه خود هم جواب، چشمت کور! جزای نیت زشت تو هست، این که چنین: ز هر کنار شوی طرد باب…

۱

شمارهٔ ۲ - آهن پرنده!

در قرن بیستم بشود، آدمی سوار بر آهنی پرنده، دل آکنده از بخار وآنگه رهی که ما به دوسالش کنیم طی او در هوا دو روزه، از آن …

۲

شمارهٔ ۳ - عید خون

ای بشر! مظهر ظرافت شو نه ز سر تا به پا، قباحت باش مرضی، مانع شرافت توست در پی رفع این نقاهت باش وین تعدی است بر حقوق بشر…

۳

شمارهٔ ۴ - خانه بیگانه!

امان از خویش را بی‌خانه دیدن خود اندر خانه بیگانه دیدن سپس بیگانه بی‌خانمان را به جای خویش صاحبخانه دیدن!

۴

شمارهٔ ۵ - روش ناپسند

ای دغل! با همه کس، ناکسی اظهار مکن ناکسی باش ولی با کسی اظهار مکن!

۵

شمارهٔ ۶ - تمثال عشقی

مکش که بیهده این نقش می کشی نقاش که خون بگریی: اگر پی بری به احوالم؟ چه حاجت است پس از من بماند این تمثال؟ فلک چه کرد به…

۶

شمارهٔ ۷ - جام عمر

الا ای مرگ! در جانم درآویز که جام عمر من، گردید لبریز! چسان من زنده مانم: ملک ایران به سر گیرد دوباره، دور چنگیز

۷

شمارهٔ ۸ - کابینه نیم بند!

در نخستین روزهای اسفندماه هزار و سیصد و یک خورشیدی که کابینه مرحوم حسن مستوفی (مستوفی الممالک) متزلزل شد، نخست وزیر مزبو…

۸

شمارهٔ ۹ - در لباس نیستی

عشقی ار مجهول، چون اسرار عالم زیستی! هر کسی گردد به گرد تو، ببیند چیستی؟ خواهی ار چون نقطه سرگردان تو عالم شوند هستی خود…

۹

شمارهٔ ۱۰ - راه نجات

دانه با خاک چو پیوست، سری پیدا کرد هر که شد خاک نشین، برگ و بری پیدا کرد تا پریشان نشوی، راه به مقصد نبری بیضه چون جامه …

۱۰
۱/۳