رباعیات
از مجموعه اشعار امامی هروی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
دلبر که به حسن او نبودست و نه هست آمد بر من دوش نه هشیار، نه مست او مست زباده بود و من مست از حسن او آمده در عتاب و من ر…
شمارهٔ ۲
در عالم عشق طور، طور غم تست در دور زمانه جور، جور غم تست در ساغر دیده زان مدامست مرا خونابه ی دل که دور، دور غم تست
شمارهٔ ۳
آن شب که ملازم فروغ روز است و آنروز که شب بروز مهرافروز است عقد شکن زلف بت سیم تن است خورشید رخ خوش پسر زر دوز است
شمارهٔ ۴
راهی ز زبان ما بدل پیوستست کاسرار جهان جان در آن ره بستست تا هست زبان بسته، گشاده است آنرا چون گشت زبان گشاده آن ره بستس…
شمارهٔ ۵
تا حاصل دردم سبب درمان گشت پستیم بلندی شد و کفر ایمان گشت جان و دل و تن حجاب ره بود و کنون تن دل شد دل جان شد و جان جانا…
شمارهٔ ۶
کی فتنه ی نرگس تو در خواب شود چند از رخ تو زلف تو در تاب شود لؤلؤ بنما، ز لعل، تا درّ خوشاب در کام صدف ز شرم او آب شود
شمارهٔ ۷
شیرین دهنت چون صفت جان دارد خود را سزد ار، ز دیده پنهان دارد آن چشمه که خضر یافت زو آب حیات لعل تو بهر لطیفه ی آن دارد
شمارهٔ ۸
هرگه که دل خسته در آن می کوشد کز ساغر چشمم، می لعلت نوشد عناب لبت، مردمک چشم مرا گوید: مگرت هنوز خون می جوشد؟
شمارهٔ ۹
ز آن پیش مرا که روح در پرده شود نشگفت گر از روح تو پرورده شود لطفی کند آزرده دلم را نفسی لعلت که ز لطف نفس آورده شود
شمارهٔ ۱۰
نشناخته ای، ای دل بیدانش و درد خاک از زر و سنگ از گهر و خار از ورد در سایه فسرده، لاف خورشید زنی ای سایه دیوار طبیعت پر …