پرش به محتوای اصلی
اثر

حساب کاربری

قصاید

از مجموعه اشعار بلند اقبال در دیوان اشعار

۰
دسته‌بندی
۱۲
شعر

فهرست اشعار

شمارهٔ ۱

قدم زد باز در برج حمل مهر جهان پیما مثال عاشقی کاندر بر معشوق گیردجا سراسر روی صحرا سبز وخرم گشته پنداری که فراش صبا گست…

۱

شمارهٔ ۲

سلطان چرخ دوش چوشد سوی خاورا روی سپهر شد ز ثریا مجدرا چشمم زهجر ان بت بی مهر ماه چهر اختر گهی شمرد وگهی ریخت اخترا گاهی …

۲

شمارهٔ ۳

دوش طبع من ملال از بس ز هجر یار داشت با دل من تاسحرگه گفتگو بسیار داشت گفتم ای دل در کجائی هرزه گردی تا به کی کی دلی غیر…

۳

شمارهٔ ۴

ای سیه زلف نگار از بس پریشان بینمت همچو خود سرگشته بر رخسار جانان بینمت با وفائی چون ز مرگ من ترا هست آگهی ز آن سیه پوشی…

۴

شمارهٔ ۵

روز وشب پیدا ز چهر و طره دلدار شد آن یک از بس گشت روشن این یک از بس تار شد بود یوسف دلبر مارا غلام از جان ودل خواست چون …

۵

شمارهٔ ۶ - شکایت به میرزا تقی خان امیرکبیر

باز شد از فر فرودین جهان چون روی یار باز ایام خزان بگذشت وآمد نوبهار هم چمن از سبزه وه وه گشت همچون خط دوست هم دمن از لا…

۶

شمارهٔ ۷

در شب غره ماه رمضانم دلبر سرکش وتندودژآهنج درآمد از در گیسویش چین چین از فرق فتاده به میان طره اش خم خم از دوش رسیده به …

۷

شمارهٔ ۸ - در شکایت از بهرام میرزا

بهرام میرزا شده تا حکمران به فارس پیدا شده است فتنه آخر زمان به فارس زاین پس روا بود که نیاید به فارس مرگ زیرا که نیست ک…

۸

شمارهٔ ۹

تنم از روزه ماه رمضان شد چو هلال شکر لله که عیان گشت هلال شوال دل خونین من از طعنه زاهد می دید آنچه از نشتر فصاد بیند قی…

۹

شمارهٔ ۱۰

زمانه ای است که شادی به خلق گشته حرام حرام گشته ز غم زندگی به خاص و به عام زهر لبی شنوم زیر لب کشد افغان به هر دلی نگرم …

۱۰
۱/۲