ترکیبات
از مجموعه اشعار مجیرالدین بیلقانی در دیوان اشعار
فهرست اشعار
شمارهٔ ۱
یارب آن قامت چون سرو خرامان نگرید یارب آن عارض و آن زلف پریشان نگرید یوسف و چاه و رسن هر سه بهم دیده نه اید زلف او بر لب…
شمارهٔ ۲
نیست روزی که به من از تو جفایی نرسد وز فراقت به دلم رنج و عنایی نرسد دل به درد تو اگر خوش نکنم خوش نبود چون یقین شد که م…
شمارهٔ ۳
به سر زلف سیه باز گره بر زده ای خرمن عمر مرا آتش غم در زده ای با کله داری خود ماه فلک بنده تست تا سر زلف سیه زیر کله بر …
شمارهٔ ۴
خسروی کاینه روی ظفر خنجر اوست رونق سلطنت از تیغ ظفرپرور اوست بام بی در که فلک کنیت و گردون لقب است عاشق و شیفته خدمت بام…
شمارهٔ ۵
تاج بخشی که گذشتست ز گردون قدمش تنگنایی است جهان پیش سواد حشمش سقف این گنبد پیروزه به صد شاخ شدست بارها از چه ز یک صدمه …
شمارهٔ ۶
خسروا قهر تو گر بار بر ایام نهد صبح را عقل سیه روی تر از شام نهد در سر آید تو نپرسی که چه؟ تا من گویم توسن چرخ چو بی حکم…
شمارهٔ ۷
خسروا! دور فلک سخره فرمان تو باد طاق گردون گرهی از خم ایوان تو باد آفتابی که جهان غرقه احسان وی است جای آسایش او سایه اح…
شمارهٔ ۸
ای دل نه سنگ خاره ای! آخر فغان کجاست؟ وی دیده گر نسوختی اشگ روان کجاست؟ ای جان خسته! آن نفس نیم سرد کو؟ وان ناله ها که ا…
شمارهٔ ۹
شه زاده رفت شور به عالم درافگنید وین طاس سرنگون فلک خرد بشکنید خاتون هفت کشور و زهر ای هشت خلد جان داد و دم شمرد شما دم …
شمارهٔ ۱۰
رفتی و درد دل به جهان در گذاشتی خفتی و دستها همه بر سر گذاشتی خاتون کشوری تو نگویی چه اوفتاد؟ کز ما ملول گشتی و کشور گذا…